بردیا و 4444


چه جیگری

:(

حاج قاسم  در خصوص شرایط جسمانی بازیکنان این تیم گفت: در حال حاضر تمامی بازیکنان در شرایط خوبی از لحاظ جسمانی و بدنی قبل از بازی مقابل الشباب قرار دارند.
بدنساز تیم فوتبال استقلال در ادامه در خصوص وضعیت فرهاد مجیدی مهاجم این تیم گفت: مجیدی در تمرین روز گذشته از لحاظ آمادگی در شرایط خوبی بوده فقط مقداری از ناحیه شکم دچار درد شده است اما امیدوارم برای بازی مقابل الشباب مشکل این بازیکن بر طرف گردد

1

اولین امتحانم به خوبی و خوشی گذشت فردا دومیش رو ببینیم چی میشه

با تشکر از داداشی گلم بوس

خواهش

 باشگاه فوتبال استقلال تهران از سوي کنفدراسيون فوتبال آسيا به دليل "رفتار نامناسب هواداران" اين تيم در رقابت‌هاي ليگ قهرمانان آسيا با جريمه‌اي 20 هزار دلاري (هفتاد ميليوني) مواجه شد. باشگاه استقلال تهران بر اساس گزارش‌هاي داوري و ناظران اين مسابقات در هر سه ديداري که ميزبان بوده است و با شکايت تيم‌هاي ميهمان روبرو شده است، به پرداخت اين مبلغ جريمه شده است. گرچه شکايت قطري‌ها از سوي کميته‌ي رسيدگي رد شده اما براي اتفاقات بازي استقلال با العين اين تيم 5 هزار دلار و براي پرتاب ترقه ها در بازي با الهلال ، رقم 15 هزار دلار جريمه شده است.

به گزارش گل، جريمه‌هايي که حالا پرداخت شان به دليل مشکلات باشگاه هاي ايراني در انتقال دلار به چالشي بدل مي شود اگرچه اين بار AFC اين فرصت را دارد تا بدهي ها را از سهم پاداش هاي آسيايي تيم کم کند اما پرتاب ترقه ها در اين دو بازي براي استقلال رقمي معادل 70 ميليون تومان هزينه به همراه داشته است و کنفدراسيون فوتبال آسيا که اين حکم را در جلسه 3 روز قبلش صادر کرده استقلال را تهديد کرده در صورت تکرار اين اتفاقات با برخوردي جدي تر مواجه مي شود.

امير قلعه‌نوئي سرمربي استقلال، عليرضا منصوريان و علي فتح‌اله‌زاده مديرعامل اين باشگاه از جمله کساني بوده‌اند که با گلايه از اين حرکت هواداران، از آن‌ها درخواست کرده‌اند تا ديگر اين حرکات را تکرار نکنند تا نماينده‌ي مقتدر ايران در اين رقابت‌ها به چالش کشيده نشوند و مانع از حرکت آبي‌ها به سوي سومين ستاره روي پيراهن شان شوند.

قهرمانی

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم

(در این عکس یک عدد فرهاد گم شده خواهشا هر کس پیدا کرد اطلاع دهد ویه خانواده رو از نگرانی دربیاورد)

جشن قهرمانی استقلال در لیگ دوازدهم


به قول خبرگزاری ها پسر خوشتیپ فرهاد:)

قهرمانی


تیم فوتبال استقلال با شکست فولاد در اهواز به سومین قهرمانی‌ خود در لیگ برتر دست پیدا کرد.

 در ادامه هفته سی و سوم لیگ برتر تیم فولاد خوزستان از ساعت 18 در ورزشگاه تختی اهواز و در حضور 15 هزار تماشاگر( طبق اعلام بلندگوی ورزشگاه) به مصاف تیم استقلال رفت که این بازی با نتیجه یک بر صفر به سود استقلال به پایان رسید تا آبی پوشان پایتخت یک هفته قبل از پایان مسابقات قهرمان لیگ شوند.

 جواد نکونام در دقیقه 20 از روی نقطه پنالتی برای استقلال گلزنی کرد.

 مهدی نوری در دقیقه 30 ضربه پنالتی فولاد را از دست داد. ضربه این بازیکن به بیرون از دروازه زده شد.

 محسن ترکی به ایوب کلانتری،عبدالله کرمی و آرش افشین از فولاد  و مهدی رحمتی و جواد نکونام از استقلال کارت زرد نشان داد.

 با این برد استقلال 67 امتیازی و قهرمان شد.این سومین قهرمانی استقلال در لیگ برتر است. پیش از این آبی‌پوشان در فصل‌های 84-85 و 87-88 به مقام قهرمانی در لیگ برتر رسیده بودند. هر سه قهرمانی استقلال با سرمربیگری قلعه‌نویی به دست آمده است.

 امیر قلعه  نویی پیش از این گفته بود با قهرمانی در اهواز در این شهر نماز شکر را برپا می کند.

 فولاد خوزستان 55 امتیازی هم در رده چهارم  باقی‌ ماند.

 

ترکیب فولاد خوزستان:

 ارشاد یوسفی، عبدالله کرمی( از دقیقه 66 ایوب والی)، مهرداد جماعتی، مهدی امیرآبادی، مهدی نوری، شهاب کرمی( از دقیقه 59 سروش رفیعی)، ایوب کلانتری( از دقیقه 80 اسماعیل شریفات)، بختیار رحمانی، لوسیانو پریه‌را، آرش افشین و لندرو پادووانی.

 سرمربی: حسین فرکی

ترکیب استقلال:

 سید مهدی رحمتی، علی حمودی، حنیف عمران‌‌زاده،‌خسرو حیدری، پژمان منتظری، جواد نکونام، هاشم بیک‌زاده، ساموئل( از دقیقه 72 آرش برهانی)، مجتبی جباری، سیاوش اکبرپور (89- حسن اشجاری)و فرهاد مجیدی( از دقیقه 64 فرزاد حاتمی)

 سرمربی: امیر قلعه‌نویی

:)

در تمرین عصر روز جمعه تیم فوتبال استقلال پسر بچه خردسالی حضور داشت که پیراهن شماره 7 استقلال را پوشیده بود .

در پایان تمرین این هوادار خردسال با استقبال بسیار گرم فرهاد مجیدی روبرو شد و بازیکن محبوب استقلالی ها برای دقایقی با این هوادار دوست داشتنی همبازی شد و بسیار مورد استقبال حاضرین قرار گرفت .
چیزی که مشخص بود فرهاد با عشق با این کودک بازی می کرد .... راز محبوبیت مجیدی بی شک در همین رفتارهاست





مصاحبه با فرزاد

بازیكن سابق استقلال گفت: «از نمایشگاه علی پروین (سورتمه در میدان هفتم تیر) با من تماس گرفته بودند كه به پرسپولیس بروم اما من دوست نداشتم در نمایشگاه با تیمی قرارداد ببندم. برای همین به استقلال آمدم.»

به گزارش نیمروز به نقل از قدس آنلاین، فرزاد مجیدی برادر فرهاد مجیدی یكی از عواملی بود كه باعث شد فرهاد دوباره به استقلال بگردد. فرزاد كه ترجیح می دهد كمتر در رسانه ها آفتابی بشود در گفتگویی مفصل به تشریح نا گفته هایی از زندگی ورزشی خودش و برادش فرهاد مجیدی پرداخته و توضیحات جالبی درباره روابط فرهاد با امیر قلعه نویی داده است.

فرزاد مجیدی در دربی‌ها برای خودش نابغه‌ای بود، آنقدر كه گذر زمان نیز سبب نشده خاطرات بازی‌های درخشانش در دربی‌های پایتخت از یاد برود. سال‌های زیادی از خداحافظی نابهنگام فرزاد با استقلال نمی‌گذرد اما همچنان فرزاد نه به سبب آنكه برادر اسطوره‌ای همچون فرهاد باشد بلكه به دلیل جاذبه‌هایی كه خود برای استقلالی‌ها داشته و دارد همچنان در ذهن هواداران این تیم به یادگار مانده است.

در این اثنا كه همه از فرهاد و گیرایی تمام نشدنی بازی‌اش می‌گویند، مصاحبه با فرزاد می‌توانست سوژه مناسبی باشد. فرزاد با گذشته‌اش هیچ فرقی نكرده. آن روزها هم وقتی پای مصاحبه وسط می‌آمد كلی حرف برای گفتن داشت. مثل امروز كه از سیر تا پیاز گفته است! فرزاد مجیدی، بخشی از خاطرات هواداران استقلال روبروی‌مان نشسته است. با سوال و جواب‌هایی كه ته ندارد. از كجا شروع كنیم؟ از آن روز كه به استقلال آمد؟ از فرهاد برادرش، ماجرای خط خوردنش از تیم ملی؟ مرحوم ناصرحجازی؟ فرهاد كاظمی؟ یا آن روز كه با تصمیمی غیر منتظره استقلال را به سوی استیل آذین ترك كرد؟!

گفتگو با فرزاد مجیدی نه فقط بهانه‌ای برای رفتن به گذشته‌ها بلكه پی بردن به راز‌های ماندگاری فرهاد هم بود. فرزاد با علاقه‌ای مثال زدنی از فرهاد برادرش می‌گوید. چنان فرهاد، فرهاد می‌كند كه نگو و نپرس!

***
* ماجرای جدایی تو از استقلال زمانی شروع شد كه تصمیم گرفتی به تیم استیل آذین بروی. آن روزها استیل آذین در لیگ یك بازی می‌كرد و حضور بازیكنانی مانند تو در این تیم قدری عجیب به نظر می‌رسید.
- استیل آذین آن روزها شرایط مالی خوبی داشت و از طرفی فرهاد كاظمی كه نقش زیادی در زندگی فوتبالی من داشت در این تیم مربیگری می‌كرد. من نمی‌خواستم به شهرستان بروم و دوست داشتم در همین تهران به فوتبال ادامه بدهم تا شاید یك سال بعد به استقلال برگردم. آن فصل از نظر فوتبالی برای من چندان خوب نبود اما من همیشه به این فكر می‌كردم كه دوباره به استقلال برگردم.

* اتفاقی كه هرگز رخ نداد. حتی زمانی كه مرفاوی و بعد مظلومی به استقلال آمدند صحبت از بازگشت فرزاد مجیدی بود اما هرگز این اتفاق رخ نداد.
- جدایی از استقلال یكی از بد‌ترین خاطرات دوران فوتبالی‌ام بود. من زمانی از استقلال رفتم كه مرحوم ناصر حجازی به این تیم آمده بود. وی آن روزها تصمیم گرفت من در استقلال نباشم. نمی‌دانم چه اتفاقاتی در پشت پرده افتاد كه یك دفعه این جوری شد و من از استقلال رفتم.

* آن روزها صحبت از این بود كه عده‌ای پشت سر تو حرف‌هایی زده‌اند و كاری كردند پیش مرحوم حجازی خراب بشوی. این حرف‌ها چقدر صحت داشت.
- گذشته‌ها گذشته و من همیشه یاد گرفتم به روزهایی كه رفته فكر نكنم. راستش من همیشه در طول دوران فوتبالم به مربیانم احترام گذاشتم. مرحوم ناصرحجازی كه گل سرسبد همه آنها بود اما فكر می‌كنم بعضی‌ها رفته بودند و چیزهایی درباره من گفته بودند كه این باعث شده بود قدری ذهنیت‌ها نسبت به من تغییر كند. من آن روزها كاپیتان استقلال بودم و بازیكن باتجربه‌ای به حساب می‌آمدم اما انگار بعضی‌ها دوست نداشتند فرزاد در استقلال باشد برای همین كارهایی كردند كه من از تیم محبوبم دور بشوم.

* چه كسانی بودند؛ اسم ببر.
- هیچ‌وقت اسم نمی‌برم! اما همین قدر بگویم كه خود فتح الله زاده همان فصل به من گفت فرزاد بیا قرارداد فصل بعدت را ببند و دوباره برگرد اما همین حرف‌ها باعث شد من قبول نكنم. یعنی حاجی من را قبول داشت اما بعضی دوستان ظاهرا خیلی به من لطف داشتند.

* دلت از آن روزها خیلی پر است.
- خیلی زیاد. وقتی به گذشته برمی‌گردم و به آن روزها فكر می‌كنم می‌بینم چه روزهای خوبی با استقلال داشتم. برخورد این روزهای مردم بیشتر بغض من را در می‌آورد. آنها هرجا من را می‌بینند تو كوچه، خیابان و هر جای دیگر هنوز از من تعریف می‌كنند. می‌گویند فرزاد تو آن زمان بهترین بودی. این تعریف‌ها دلم را می‌سوزاند و غم تمام وجودم را می‌گیرد كه چرا نتوانستم بیشتر برای تیم محبوبم بازی كنم.

* و چرا نتوانستی دوباره یكی از دربی‌های معروفت را پشت سربگذاری؛ همینطور است!
- از دربی‌ها نگویید كه دلم كباب می‌شود. دربی نبود كه من بهترین بازیكنش نباشم. با تمام وجود بازی می‌كردم. دربی‌های زیادی را پشت سرگذاشتم. فكر كنم حدود چهارده، پانزده دربی را تجربه كرم كه لااقل در هشت، 9 دربی من بهترین بازیكن زمین انتخاب شدم. آن دربی معروف رضا عنایتی، دربی معروف پیروز قربانی، دربی علی 30ثانیه و دربی گل‌های محمود فكری. خاطرات خوب كم از دربی‌ها نداشتم. خاطراتی كه با كمك همین مردم رقم خورد. با حمایت‌های آنها و تشویق‌های‌شان.

* فرزاد مجیدی همیشه قبل از دربی‌ها بازیكن معمولی بود و هر كس بازی‌های استقلال را می‌دید تصور می‌كرد تو در دربی فیكس بازی نمی‌كنی یا اگر بازی هم كنی كارت خوب از آب درنمی آید. دلیل این همه تفاوت چه بود؟
- من كلا به اسم پرسپولیس آلرژی داشتم! این را همیشه گفته ام. از طرفی آن بازی برای ما خیلی حیثیتی بود. به خصوص برای خودم كه همیشه در دربی‌ها سعی می‌كردم بهترین بازی‌ام را انجام بدهم. من جوری بازی می‌كردم كه بعد از بازی نای راه رفتن نداشته باشم. منتی هم نبود چون می‌دانستم برای چه كسانی دارم می‌دوم اما الان متاسفانه وقتی بعضی‌ها را می‌بینم كه چه جوری بازی می‌كنند تاسف می‌خورم و می‌گویم ای كاش الان من جای فلانی تو زمین بودم.

* فرهاد برادرت هم در دربی‌ها همین جوری است. اصولا انگار به حریف سنتی تان خیلی آلرژی دارید. این چه حسی است كه در وجود شما قرار دارد. همین حالا فرهاد مجیدی دارد از 37 سالگی هم می‌گذرد اما گاهی طوری بازی می‌كند كه انگار فینال جام جهانی است. فرهاد در سال‌های گذشته بهترین بازیكن استقلال در دربی‌ها بود. حس شما دو تا برادر نشات گرفته از چیست؛ به تربیت خانوادگی تان مربوط می‌شود؟
- ما اصولا دوست نداریم ببازیم. هم من این طوری هستم و هم فرهاد كه همیشه به‌عنوان یك بزرگتر بالای سرم بوده. باور كنید همین الان اگر به من بگویند لباس عوض كن و برو داخل زمین 10 تا تكل می‌زنم چون به یك چیز خیلی علاقه دارم. اینكه باید به خاطر مردم بازی كرد. چطوری می‌شود بعضی‌ها تو زمین راه می‌روند و در كوچه و خیابان صاف، صاف توی چشم هواداران نگاه می‌كنند؟! من می‌گویم یك بازیكن باید با عشق و علاقه‌اش بازی كند تا مردم راضی باشند. الان من دیگر بازی نمی‌كنم و بیشترحواسم روی كلاس‌های مربیگری و این جور چیزها است اما فرهاد هنوز بازی می‌كند و می‌بینید كه وقتی توپ زیر پایش می‌آید یا می‌خواهد با بازیكن حریف درگیر بشود چه طوری كار می‌كند. اینها نشات گرفته از ذات ما است. ما دوست نداریم با احساسات مردم بازی كنیم.

* به علی پروین كه آلرژی نداری؟!
- (می‌خندد) علی آقا بزرگ این فوتبال است و احترامش برای همه واجب است. باور كنید كه همه استقلالی‌ها هم به علی پروین احترام می‌گذارند. مگر چند اسطوره مثل علی پروین و مرحوم ناصر حجازی در فوتبال ایران هستند. علی آقا داستانش با همه فرق می‌كند. یادم هست كه پروین خیلی به بازی فرهاد علاقه داشت. آن زمان كه علی دایی برای تیم ملی بازی می‌كرد علی پروین مدام می‌گفت باید از زوج فرهاد- دایی استفاده بشود اما این اتفاق زیاد نمی‌افتاد. علی آقا همیشه به فرهاد لطف داشته اما گذشته‌ها گذشته است. دیگر چه لزومی دارد ما درباره روزهایی كه رفته حرف بزنیم.

* اما این حس وجود دارد كه در حق فرهاد مجیدی اجحاف شد. یعنی او را نه خوب دیدند و نه میدان را در اختیارش قرار دادند.
- این را قبول دارم كه فرهاد هنوز كه هنوز است می‌توانست برای تیم ملی بازی كند. آن روزها با فرهاد رفتار خوبی نشد البته من همیشه می‌گویم كه دیگر نباید درباره آن روزها حرف زد. دیدم كه درباره دعوت نشدن مجیدی در زمان برانكو به تیم ملی چیزهایی در روزنامه‌ها نوشته شده بود اما دیگر چه فایده‌ای دارد كه به آن روزها فكر كنیم. برانكو هم برای خودش سلایقی داشت كه باید به آن احترام بگذاریم.

* اما هنوز هم داستان فرهاد با تیم ملی تمام نشده است. هنوز هم می‌گویند فرهاد می‌تواند به تیم ملی كمك كند. این روزها شایعات زیادی در این باره می‌شنویم.
- واقعیت این است كه می‌خواستم با فرهاد سر این موضوع حرف بزنم اما با استقلال به امارات رفت و وقت نشد كه درباره این موضوع با او حرف بزنم. من هم فكر می‌كنم كه فرهاد هنوز می‌تواند به تیم ملی كمك كند.

* یعنی در خداحافظی‌اش كمی عجله كرد؟
- من هم این طوری فكر می‌كنم. حس می‌كنم فرهاد نباید با تیم ملی خداحافظی می‌كرد و مطمئنا وقتی از سفر برگردد با او حرف می‌زنم. اعتقادی دارم كه حتما به فرهاد می‌گویم. من فكر می‌كنم یك بازیكن در هر سن و سالی كه باشد و بتواند به تیم ملی كمك كند باید بیاید و برای كشورش بازی كند. الان فرهاد چنین شرایطی دارد. من این توانایی را در فرهاد می‌بینم كه برای تیم ملی بازی كند. ما بازی‌های خیلی حساسی داریم كه واقعا اگر به جام نرویم خیلی بد می‌شود. امیدوارم بتوانم كاری كنم كه فرهاد پشیمان بشود.

* شاید هیچ كس مثل تو با سبك زندگی و نوع تمرین كردن فرهاد آشنا نباشد. به هرحال سال‌ها است كنارش هستی و به خاطر اینكه خودت هم فوتبالیست بودی با آداب تمرین كردن او آشنا هستی. چه چیزی در فرهاد هست كه در دیگر بازیكنان نیست؛ چیزی كه باعث شده فرهاد در مرز 38 سالگی یكی از بهترین‌های فوتبال ایران باشد.
- من نمی‌خواهم جسارت كنم اما بی تعارف بگویم كه هرگز مثل فرهاد ندیدم. نه اینكه به خاطر برادری با فرهاد از او تعریف كنم. نه اصلا این طوری نیست. كاملا فوتبالی به این موضوع نگاه می‌كنم. فرهاد واقعا یكی است.

* ظاهرا خیلی به تغذیه و خوابش می‌رسد.
- همینطور است. فرهاد معمولا سعی می‌كند زود بخوابد. زود خوابیدن به این معنی كه تا قبل از ساعت 10:30شب دیگر خواب است. او می‌گوید یك فوتبالیست برای آنكه خوب تمرین كند باید شب قبل خوب استراحت كرده باشد. فرهاد هم همین كار را می‌كند. یادم می‌آید یك بار تا ساعت 12:30 شب بیدار بود و به من می‌گفت من نمی‌دانم فردا باید چه طوری تمرین كنم اما الان بازیكنانی هستند كه تا 4 صبح نمی‌خوابند و اصلا ارزش جایگاهی كه در آن قرار دارند را نمی‌دانند. فرهاد خیلی روی این چیزها حساس است. حرف‌های علی پروین درباره برخی فوتبالیست‌ها كه خوب نمی‌خوابند به نظر كاملا درست بود. بعضی‌ها واقعا شورش را در آورده‌اند. به آنها كه اصلا نباید گفت فوتبالیست. فوتبالیستی كه تا 4 صبح بیدار است تكلیفش معلوم است.

* راست است كه ساعت 6 صبح تمرین هوازی می‌كند.
- بله، هیچكدام دروغ نیست. همه‌اش صحت دارد. واقعا فرهاد صبح‌های زود از خواب بلند می‌شود و كار هوازی انجام می‌دهد. حتی قبل از اینكه عصر‌ها به تمرین بیاید هم به سالن بدنسازی اختصاصی‌اش می‌رود و كار با وزنه انجام می‌دهد. یك بار یادم است كه تیم ساعت 5 بعد از ظهر تمرین داشت و فرهاد تا ساعت 3:30 بعد از ظهر در باشگاه داشت وزنه می‌زد. من خودم مانده بودم كه فرهاد چه طوری می‌خواهد تمرین تاكتیكی كند اما از آن جایی كه می‌داند چه می‌خواهد آن روز رفت و بهترین تمرینش را انجام داد.

* از لحاظ تغذیه هم ظاهرا خیلی به خودش می‌رسد.
- خیلی زیاد. بعد از تمرین معمولا باهم به خانه می‌رویم. باورتان نمی‌شود همانجا داخل ماشین با مادرم تماس می‌گیرد و می‌گوید مامان چی برای ما درست كن. مامان هم تا ما برسیم ترتیب پخت غذا را می‌دهد. فرهاد خیلی حواسش به خودش است. به موقع می‌خوابد، به موقع تمرین می‌كند، به موقع تفریح می‌كند و همه چیزش روی برنامه است. واقعا به داشتن چنین برادری افتخار می‌كنم.

* خب، خودت هم بازیكن بی نام و نشانی نبودی. گاهی وقت‌ها به تیم ملی هم دعوت می‌شدی.
- من با تیم ملی به رتبه سوم جام ملت‌های آسیا رسیدم. در آن تیم حضور داشتم و پس از آن هم به اردو‌ها دعوت می‌شدم. اگر یادتان باشد در یكی از بازی‌های دوستانه تیم ملی به تیم آس رم گل زدم اما بعد از اینكه آن اردو تمام شد متاسفانه دیگر من به تیم ملی دعوت نشدم.

* حتما آنجا هم اتفاقاتی پشت پرده افتاد؟
- من بازیكن سختكوشی بودم و همه مربیان دوست داشتند من برای تیم شان بازی كنم. زیاد می‌دویدم و سعی می‌كردم پاس‌های آخر را هم به موقع بدهم اما خب یكسری بودند كه فرزاد مجیدی برای شان قابل هضم نبود و مدام پشتش را خالی می‌كردند. عیبی ندارد من همه چیز را سپردم دست خدا.

* فرزاد تو از فرهاد كوچكتری اما همانطور كه خودت هم گفتی فرهاد هنوز دارد در اوج بازی می‌كند. فكر نمی‌كنی بعد از اتفاقات استیل آذین و جدایی از استقلال می‌توانستی دوباره شانست را در استقلال آزمایش كنی؛ چرا دوباره برنگشتی؟
- ماجرا زیاد دارد. الان نمی‌خواهم درباره‌اش حرف بزنم فقط می‌گویم خدا آن بالا دارد اعمال همه ما را می‌بیند. اگر من به كسی بدی كنم سزایش را می‌بینم و اگر كسی به من بدی كند حتما او هم سزایش را می‌بیند. بله، من می‌توانستم دوباره برای استقلال بازی كنم اما تصمیم گرفتم كه دیگر نباشم. گفتم می‌روم سراغ مربیگری و حضور در كلاس مربیگری. اینطوری فكرم راحت‌تر است ضمن اینكه فرهاد هم هست. وقتی فرهاد هست یعنی من هستم.

* از تلاشی كه برای مربیگری می‌كنی بگو؛ چه كارهایی كردی؟
- فرهاد كه رفت الغرافه من هم با او به قطر رفتم. 6 ماه كنار فرهاد بودم و آنجا تمام تمرین‌هایی كه الغرافه با متسو می‌كرد را نت برداری كردم. باور نمی‌كنید ساعت‌ها در روز وقت می‌گذاشتم تا تمرین‌های آنها را یادداشت كنم. حتی كارهای بدنسازی شان را هم مو به مو نت برداری می‌كردم و الان همه آن اطلاعات كه حاصل شش ماه زحمتم است را دارم. می‌دانم یك روز به دردم می‌خورد.

* خیلی‌ها می‌گویند تو و فرهاد روزی روی نیمكت استقلال می‌نشینید!
- خیلی زود است به این چیزها فكر كنیم.

* در مدت شش ماهی كه در فوتبال قطر بودی چه چیزهایی در آنجا دیدی كه اینجا وجود ندارد؟ منظورم نوع امكانات، ‌نحوه تمرین و خیلی چیزهای دیگر است.
- من در این مدت به این نتیجه رسیدم كه فوتبال ما هر روز درحال پسرفت است. متاسفانه ما یاد گرفتیم كه این و آن را فقط مسخره كنیم. ادعای‌مان می‌شود كه از همه بهتریم اما باورتان نمی‌شود كه همین تیم‌های قطری چقدر از ما جلو‌تر هستند. برای تان مثالی می‌زنم. همین تیم استقلال الان نمی‌داند برنامه بدنسازی فصل بعدش چیست و كجا می‌خواهد اردو بزند. اما تیم الغرافه آن روزهایی كه من و فرهاد آنجا بودیم زمان و مكان برگزاری اردو و نحوه بدنسازی‌اش را به خوبی می‌دانست. آنها امكاناتی دارند كه برای ما رویا است. آنها دارند پول خرج می‌كنند و وقت می‌گذارند و فوتبال ما متاسفانه به خاطر نبود بودجه كافی و گاهی سوء مدیریت‌ها در حال پسرفت است.

* دیدن این فضا و مقایسه آن با فوتبال قطر برایت سخت نیست؟
- خیلی سخت است. من یك ایرانی هستم و دوست دارم كشورم در همه چیز بهترین باشد. خب به خاطر اینكه فوتبال بازی می‌كنم همه چیز را با فوتبال مقایسه می‌كنم. متاسفانه ما خیلی عقب هستیم. خیلی زیاد و باید هرچه سریعتر عقب افتادگی مان را جبران كنیم اما با این سرعت امكانش نیست. باز هم جا دارد كه من یادی كنم از آقای دادكان. من در یكی از اردوی‌های تیم ملی حدود یك ماه با آقای دادكان بودم. دادكان مرد نازنینی است. كارش را بلد بود و می‌دانست در فوتبال چطور باید برنامه‌ریزی كند. آقای مصطفوی هم همینطور. اینها واقعا در كارشان نابغه بودند اما الان بیرون گود نشسته‌اند و كسانی آمده‌اند - البته بعضی‌های‌شان - كه كار فوتبالی انجام نداده‌اند. اینها نقص كار ما است و باید به آن توجه و رسیدگی كنیم.

* فضای كنونی فوتبال ما امیدوار كننده است؟ 2 ماه دیگر باید در مسابقات مقدماتی جام جهانی به میدان برویم. رك بگو ته دلت روشن است یا نه؟!
- من كه برای تیم ملی كشورم بازی كردم بیشتر از فوتبالیست‌های ایرانی دلم برای تیم ملی می‌تپد. طبیعی است كه دوست داشته باشم تیم ملی به جام جهانی برود چون می‌دانم اگر به جام جهانی برویم چقدر برای فوتبال مان خوب است اما واقعا كار سخت و وحشتناك شده. ازطرفی اگر به جام جهانی هم نرویم فاجعه می‌شود. یكی از دلایلی كه می‌خواهم با فرهاد برای بازگشت به تیم ملی حرف بزنم همین چیزها است. واقعا اگر به جام جهانی نرویم ضرر می‌كنیم.

* فضای بیرونی امروز فوتبال ایران یعنی سكوها و نحوه استقبال تماشاگران با زمانی كه خودت بازی می‌كردی قابل مقایسه است؟
- در یكی از بازی‌های استقلال رفته بودم ورزشگاه و اتفاقا در جایگاه ویژه هم نشسته بودم. فضا خیلی با گذشته فرق كرده. زمانی بود كه وقتی ما وارد ورزشگاه می‌شدیم مثلا با یك تیم درجه دو بازی داشتیم و 40 هزار تماشاگر به ورزشگاه می‌آمدند به خودمان می‌گفتیم ای بابا چرا تماشاگر كم به ورزشگاه آمده. الان 5 هزار نفر هم بیاید باید كلاه مان را به هوا بیندازیم. متاسفانه استقبال كم شده. در همین بازی با الریان دیدم كه استقبال چندان خوب نیست. ببینید این استقلال در كورس قهرمانی قرار دارد و حتی در آسیا هم می‌تواند قهرمان بشود ‌اما استقبال خوب نبوده. مثال دیگری بزنیم. بازی با برق شیراز در فصل پنجم كه استقلال قهرمان شد را یادتان است؟ در آن بازی 120 هزار نفر آمدند تا قهرمانی استقلال را ببینند. آن بازی خیلی به یادماندنی بود. مشكلات دیگری هم هست. آدم‌هایی در همین جایگاه ویژه می‌نشینند و از فوتبال حرف می‌زنند كه باعث تاسف است. در همین بازی‌های استقلال افرادی را در VIP دیدم كه هیچ چیزی از فوتبال نمی‌فهمند آن وقت در سطح كلان اظهارنظر می‌كنند. به خدا فوتبال باید دست فوتبالی‌ها یا افرادی كه عاشق این كار هستند بیفتد تا پیشرفت كند.

* از حرف‌هایت پیدا است آینده را چندان روشن نمی‌بینی.
- امیدوارم حسم و تجربه‌ام به من اشتباه بگوید و تیم ملی با قدرت به جام جهانی برود. آرزوی من حضور در جام جهانی است چون فوتبال كشورم رونق می‌گیرد.

* برسیم به داستان رفتن مجیدی از استقلال و بازگشتش. چه شد كه رفت و چه شد كه برگشت و فرزاد در بازگشت فرهاد چقدر نقش داشت.
- واقعیت این است كه من و یكی از دوستان خوبمان كه فوتبال را هم خوب می‌فهمد و سابقه مدیریت هم دارد، در بازگشت فرهاد به استقلال خیلی نقش داشتیم. اینكه چرا فرهاد رفت شاید دیگر الان لزومی نداشته باشد كه به آن بپردازیم به هر حال مشكلاتی بود و شكر خدا رفع شد.

* فرهاد برای بازگشت به استقلال مردد بود؟
- بله، واقعیت این است كه فرهاد نگران بود بازگشتش به استقلال برایش بد بشود اما من خیلی با فرهاد حرف زدم و گفتم فرهاد مطمئن باش برمی‌گردی استقلال و همه چیز برایت خوب می‌شود و قهرمان هم می‌شوی. الان از اینكه می‌بینم پیش بینی‌هایم درست از آب درآمده خیلی خوشحالم. خب آن روزها تحلیل‌های زیادی می‌شنیدیم و می‌خواندیم. شاید خیلی‌ها بودند كه می‌گفتند مجیدی نباید بر می‌گشت اما به نظر من كار فرهاد خیلی درست بود. فرهاد خوب كرد كه برگشت و من بیشتر از همه بابت بازگشت برادرم به استقلال خوشحالم. فرهاد متعلق به استقلال است. یعنی به این تیم تعلق دارد و باید برمی گشت. حالا هم كه دارد با استقلال قهرمان می‌شود. آن روزی كه جام در دستان فرهاد قرار بگیرد نزدیك است، خیلی نزدیك...

* انگار مرد پشت پرده‌های فرهاد هستی.
- فرهاد خیلی در زندگی به من كمك كرده. همین آمدنم به استقلال به خاطر فرهاد بود. آن روز كه من به دفتر آقای فتح الله زاده و منزوی رفتم تا قراردادم را با استقلال بنویسم دلم روشن بود چون هم موفقیت برادرم در استقلال را دیده بودم و هم توصیه‌هایی كه او به من كرد برایم خیلی كارساز بود. من همیشه به فرهاد مدیون بودم و سعی كردم به هر نحوی كه شده محبت‌های او را جبران كنم. الان شاید بیشتر از فرهاد این من باشم كه از موفقیت‌هایش خوشحالم.

* شاید تو بهتر از هر كسی بتوانی درباره رابطه فرهاد با امیر قلعه‌نویی حرف بزنی. چه شد كه فرهاد آن شب به خانه امیر قلعه‌نویی رفت و بعد از چند روز آن قرارداد و سروصدا‌هایی كه جلوی در دفتر فتح الله زاده شد.
- فرهاد بازیكن بزرگی است و بازیكنان بزرگ همیشه حاشیه‌هایی هم دارند. یعنی اینطور بگویم كه بعضی‌ها مدام دنبال سوژه می‌گردند تا دور و بر فرهاد را شلوغ كنند. به خدا اختلاف فرهاد با امیر را بعضی‌ها خیلی بزرگش كردند.

* بیشتر توضیح می‌دهی.
- یكسری بودند كه مدام حرف جابجا می‌كردند و همین باعث شد كمی بین امیر و فرهاد شكراب بشود اما واقعیت این بود كه فرهاد امیر را به‌عنوان یك مربی كاربلد قبول داشت. منكر اختلاف نظر نمی‌شوم چون این در همه جا وجود دارد اما فرهاد همیشه به امیر احترام گذاشته است. فرهاد و امیر هیچ وقت با هم قهر نبودند و این را من با تمام وجودم اعلام می‌كنم. آن روز كه فرهاد به دفتر حاجی رفت و قرارداد بست از همه بیشتر من خوشحال بودم چون مثل روز برایم روشن بود كه این قرارداد به سود مردم و استقلال است. بازگشت مجیدی به استقلال به نظر من بهترین تصمیم زندگی‌اش بود. آنهایی را هم كه باعث به وجود آمدن كدورت بین فرهاد و امیر شدند به خدا واگذار می‌كنم و از خدا می‌خواهم كاری كند همیشه بین این دو رفاقت و آشتی برقرار باشد تا حلاوت آن در نهایت دهان هواداران را شیرین كند.

* سوال‌های زیادی مانده آقا فرزاد اما همین مصاحبه هم خیلی طولانی شد.
- حرف‌های ناگفته زیاد است كه در آینده می‌زنم اما می‌خواستم مصاحبه‌ام را با این جملات تمام كنم. من از روزی كه به استقلال آمدم عاشق این تیم بودم. درست است كه بودن فرهاد در استقلالی شدنم تاثیر گذاشت اما اینجا را دوست داشتم. همان روزها از نمایشگاه علی پروین (سورتمه در میدان هفتم تیر) با من تماس گرفته بودند كه به پرسپولیس بروم اما من دوست نداشتم در نمایشگاه با تیمی قرارداد ببندم. برای همین به استقلال آمدم. انتخابی كه باعث پیشرفتم شد. من خاطرات خوبی با منصور پورحیدری كه اولین مربی‌ام در استقلال بود دارم. همیشه به مربیانم بعد از او هم احترام گذاشته‌ام. خاطرات خوبی هم با امیر قلعه‌نویی داشتم و هیچ وقت محبت‌های مردم را از یاد نمی‌برم. امیدوارم یك روز بتوانم محبت هواداران را جبران كنم. با احترام دست همه هواداران را می‌بوسم.

الریان

مراحل خوشحالی من

و......

تلافی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نمیخواستم امروز آپ بکنم ولی دیگه وب آپ شد عیب نداره